حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
بـدون چـون و بـدون چـرا نمیماندند شـبـیه رود، شبـیـه صبـا، نـمیمانـدند چه کربلاست که عالم بههوش میآید پس از شنـیـدن چـاووشها نمیماندند به التماس، به خواهش، به هر چه که میشد خلاصه قافـله میرفت، جا نمیماندند چـقـدر با سـر زانـو به کـربـلا رفـتند از اشـتـیـاق حـرم روى پـا نمیماندند فـروخـتـنـد الـنـگـوى نـوعـروسان را قـدیم مـعـطـل این چـیـزها نمیمـاندند شـب زیـارتـى اربـعـیـن، دهــاتـىهــا به احـتـرام تو در روسـتـا نمیمـاندند فـقـط دو مـرتـبه باید به کـربلا بروى بدین طـریق بـفـهـمى چرا نمیمـاندند خدا نبود اگر این «حسین، حسین» نبود و بنـدگـان خـدا، با خـدا نـمـیمـانـدند |